السيد الخميني
41
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
سماوات ، معراج ختمى . پس اقبال به غيب مطلق ، عين ادبار ، و ادبار عين اقبال خواهد بود . و اقبالِ عقل كلّى عبارت از : رجوعِ طبع الكلّ به مثال الكلّ و مثال الكلّ به نفس الكلّ و نفس الكلّ به عقل الكلّ و عقل الكلّ به فناء كلّى است « كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ » « 1 » و اين مُنتَهِى به قيامت كبرى شود . در توجيه ديگر از اقبال و ادبار عقل است و شايد اين اقبال و ادبار اشاره باشد به تجلّى در تحت اسماء ظاهره و باطنه ، كه دائماً على سبيل تجدّد امثال واقع مىشود ؛ چنانچه اصحاب معرفت مىگويند « 2 » ، و به آن تصحيح حدوث زمانى به وجهى عرفانى در جميع قاطنين ملك و ملكوت و ساكنين ناسوت و جبروت نموديم ، به طورى كه منافات با مقامات مقدّسه عقليّه نداشته باشد « 3 » . و اين از موهبتهاى خاصه حق - جلّ و علا - است به اين ناچيز - وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لَهُ الشُّكْرُ . و اين قوس نزولى و صعودى ، غير از آن است كه حكماىِ محقّقين مذكور داشتهاند . « 4 » و اما ادبار جهل ، عبارت است از : تنزل حقيقت وهم الكلّ ، در مرآت مظلمهء كدرهء اوهام جزئيه .
--> ( 1 ) - همان گونه كه آغاز كرده است شما را ، بر مىگرديد . ( اعراف / 29 ) . ( 2 ) - شرح فصوص الحكم ، داود قيصرى ، فصّ شىء ، ص 117 ؛ فصّ اسماعيلى ، ص 210 ؛ فصّ شُعيبى ، ص 287 ؛ فصّ سليمانى ، ص 359 . ( 3 ) - رجوع كنيد به ص 23 ، پاورقى شمارهء 1 . ( 4 ) - ملا صدرا مىفرمايد : اقبال اشاره به حركت صعودى و ادبار اشاره به حركت نزولى است و انسان كامل داراى دو حركت است : حركت اقبالى صعودى و حركت ادبارى نزولى . ( شرح اصول كافى ، ج 1 ، ص 430 و 575 ) .